ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
148
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
قوله تعالى « ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ » پس دوشنبه ثمود بر اثر عاد برفت با فرزندان و جماعت [ و ] ميان شام و حجاز آرام گرفت ، جائى [ 1 ] كه آن را حجر [ 2 ] خواندند ، و خداى تعالى صالح پيغامبر را بدين جماعت فرستاد ، چنانك فرموده است « كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ » برادر ديگر صحار روز سهشنبه برفت ، با اصحاب و اولاد خويش ، بر اثر ديگران و زمين تهامه خوانند ، كه آنجا اختصار كرد ، و بهرهء گويند از جهت گرماء سخت آنجا را تهامه نام نهادند ، و بلفظ عرب اندرين معنى همى خواند [ 3 ] ، و آنجا عقب و نسلشان پيوست ، روز چهارشنبه جاسم برفت با قوم و فرزندان و بحجاز مقام گرفت ، كه جايگاه خويش ساخت و از آن حجاز نام كردند لانها حجزتهم عن المسير فى آثار القوم لطيب الزمان [ 4 ] ، پس روز پنج شنبه طسم با همه فرزندان و قوم خويش برفت از جانب ( 95 - آ ) عرض و پيوسته بحدّ عمان و بحرين مقام گرفتند و جايها ساختند . روز آدينه ششم جديس برفت سوى يمامه با همه اهل بيت ، بهمسايه و مشاركت برادر آن ، طسم ، و ايشان را عرب العربا نام كردند ، از موافقت سخنشان با هم . روز هفتم كه شنبه بود ، و بار ، كهترين برادران برفت و بزمينى فرود آمد ، با درختهاء بسيار و آب روان ، نزديك صنعان [ 5 ] و زمين را و بار نام كردند ، آنجايگاه ، و بيشههاى كه خداى تعالى ذرية او را مسخ گردانيد ، و ايشان را نشناس [ 6 ] خوانند ، نيم تن دارند و بيكى پاى چنان [ دوند ] كه هيچ اسبى درنيابدشان ، و هنوز هستند از آن نشناسان ، و بسيارى ديدهاند ، و سخن به زبان [ تازى ] گويند سخت فصيح [ 7 ] و ليكن عقل ندارند يفعل اللّه ما يشاء ، پس چون اين جماعت از بابل برفتند ، ديگر فرزندان سام را دل برخاست ، و روز يكشنبه از بعد رفتن و بار ، جمله برفتند ، و هر كس وطنى ساخت النفر بن [ 8 ] يسام را دو پسر بودند يكى را نام شام و ديگر را روم ، با ايشان برفت ، فرزندزادگان
--> [ ( 1 ) ] اصل : جاء . ر ك : مقدمه . . . [ ( 2 ) ] يسكنون الحجر الي وادى القرى بين الحجاز و الشام ( طبرى ) [ ( 3 ) ] كذا . ظ : خوانند . يعنى : تهامه را [ ( 4 ) ] كذا . . ظ : لطيب المكان [ ( 5 ) ] كذا . . ظ : صنعا [ ( 6 ) ] همه جا با اين املاست . و معروف : نسناس . [ ( 7 ) ] و هم يتكلمون بالعربية و يتسمون باسماء العرب و يقولون الاشعار ( ! ) ( دميري قاهره ج 2 ص 308 ) [ ( 8 ) ] ابو حنيفه : البفر ( بفتحتين ) .